من : لیلیتا! نامی که در روزهای پر تب و تاب عشق، همسرم روی من گذاشت. دهه اول زندگیم مملو از بازیهای کودکی بود. بوی بهار نارنج و انجیر و توت، بوی ناردونهای مادربزرگ روی ایوان چوبی، دهه دوم شور نوجوانی و دوستانی که هرگز ابدی نشدند، روزهای سرخوشی های بی پایان، و دهه سوم عشق بود و عشق، عشق و ازدواج، عشق و فرزند، و حال در آخرین روزهای دهه سوم ، سی سالگی را انتظار میکشم، کودک درونم را زنده نگه داشته ام، و به آن افتخار میکنم. پروفایل لیلیتا